سيد صادق سجادى
253
تاريخ برمكيان ( فارسى )
و مهمانى شگرف نمايم تا آبروى من در چنين شهر شهرت كند و بر اقران و امثال خود تفاخر تمام نمايم و ميان خلايق نامور شوم و بزرگ گردم . فضل تبسم كرد و از همّ او را خوش آمد و خازن را فرمود تا صد هزار دينار ديگرش بدهند تا در خانهء خود به جهت مهمانان اسباب تنعّم و تلذّذ بخرد و همه لزومات ضيافت مهيّا كند . من نيز اجازت دادم تا حريفان و نديمان و مطربان در خانهء تو روند و از آنجا سه روز ايشان بيرون نيايند و مهمان تو باشند تا نام تو در شهر بغداد و اطراف عالم بلند شود ؛ عام و خاص را طعام و شراب ده . جوان گفت اى وزير تو آنچه در حق من كردى ، اگر من با همه اهل بغداد جمع آئيم و خواهيم كه شكر تو بجا آريم از هزار يك نتوانيم گفت . و همچنين گويند چون جوان آن مال بيافت بعد از آن تا بزيست بدان مال در ناز و نعمت گذرانيد و در عيش و كامرانى به سر برد . و از كرمها و سخاوتها كه از برمكيان ظاهر شده ، خلق ايشان را اعجوبهء آفرينش گفتندى و چگونه كسانى باشند كه از يك « 1 » سخاوت ايشان خان و مانها پرنعمت « 2 » شدى و در آن زمان احتياج و بينوائى از عطاى ايشان سر در جهان نهاد و سرگشته مىگشت و خلق عالم از ايشان غنى و مالدار گشتند . و اللّه اعلم بالصّواب . بيان بعضى از فضايل جعفر بن يحيى برمكى از ابو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ « 3 » صاحب تصانيف نسخ روايت كردهاند كه او بارها گفتى كه من در هر فنى « 4 » از نحو و صرف و لغت و اصول فقه و نجوم و طب و رمل و معقولات علمى استادان كامل داشتم . از همه متفّق اللفظ و المعنى شنيدهام كه در جميع علوم سر همه هنرها ، كه شرف بنى آدم بدان ثابت مىشود ، چون جعفر برمكى در عهد او ديگرى « 5 » نبود سبحان اللّه « 6 » . اگر به قضيهاى علمى خوض كردى از شيرينى كلام او بيشتر علما و سروران نتوانستندى كه گوش در سخن ديگرى كنند و عاشقوار سخن او شنيدندى و متحّير كلام او بوده دو چشم « 7 » سوى او « 8 » بماندندى . و چنان به صرفه سخن
--> ( 1 ) . ك : يك از . ( 2 ) . ك : نعمت و جمعيّت . ( 3 ) . اساس ، ك : ابو عثمان بن عمر بن الجاحظ . ل : ابو عثمان بن عمر بن بحر الجاحظ . ( 4 ) . ك : وقتى . اساس : من وزير وقتى ! ( 5 ) . ك : ديگرى همچو او . ( 6 ) . فقط در اساس . ( 7 ) . ك : - چشم . ( 8 ) . ك : دو سوى .